شب قدر در میان ترکمن ها   

شب قدر، که در میان ترکمن ها به قدر گیجه معروف است و نکوداشت این شب یکی از مراسمی است که ترکمن ها با شور و شعف بسیار، نسبت به برگزاری آن اقدام می کنند. هر چند شب قدر دقیقاً مشخص نشده است ولی در بین ترکمن ها از قدیم الایام و با استناد به شواهدی خاص این مراسم در شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان برگزار می شود.
ترکمن ها معتقدند که در این شب دو پیامبر الهی یعنی حضرت خضر و حضرت الیاس ظاهر می شوند و هرکس با آنها برخورد کند خوشبخت می شود. در این شب که برای ترکمن ها بسیار مقدس است زنان در خانه بیشمه (نوعی شیرینی خانگی)، بورک (نوعی سمبوسه) و سایر مأکولات از قبیل نان برنجی و فرنی می پزند و سفره پهن کرده و شب نشینی می کنند.
در این شب همه به دیدار همسایه ها و خویشاوندان می روند و نذری می دهند و همچنین بعد از نماز عشا و تراویح هر کس در خانه خودش نماز شب قدر را هم می خواند. در این شب همچنین برای نوعروس یا دختری که تازه نامزد شده از طرف خانواده داماد هدیه ای برده می شود که به آن «قدر ایمش» می گویند و نشانگر اهمیت و ارزش این شب نسبت سایر شب های سال است. ترکمن ها در قاموس بومی و اعتقادی خود، این هدیه بردن برای نو عروس را خوش یمن و برای زندگی آن زوج، مبارک می دانند. چرا که این شب، شب نزول قرآن است.
کودکان هم در این شب به یاد ماندنی سال، به اجرای بازی های محلی می پردازند، که معروف ترین این بازیها «آی ترک – گون ترک» می باشد که ریشه در ادبیات فولکور مردم ترکمن دارد.

 

منبع دایره المعارف ترکمنی

لینک نوشته
   خداحافظ پرشين بلاگ و سلام بر وردپرس   
هميشه دل كندن از جايي سخت بوده و هست روزي كه تصميم به ايجاد وبلاگ گرفته بوديم و روزهايي كه شروع به نوشتم كرديم اصلا به فكر تغيير مكان نبوديم و حالا كه تقريبا به پيشرفتهايي در نوشتن رسيديم اما به نظر من پرشين بلاگ نتوانست همراه با طرفدارانش به جلو برود و در ايران تقريبا قافيه رو به بلاگفا باخت و هجوم سرويس دهنده هاي خارجي نظير بلاگر و وردپرس بهمراه امكانات بينظير و در آخر نيز جرياني كه پرشين بلاگ دات كام را به دات آي آر  تغيير داشت  ما را وا داشت تا به مكاني جديد  نقل مكان كنيم و از اين به بعد در اينجا (www.yegit.wordpress.com)شروع به نوشتن خواهيم كرد با امكاناتي وسيعر و كاملتر .
باشد كه تغيير مكانمان در بهبود مطالبمان نيز موثر افتد  .
از همه دوستاني كه ليك ما را در وبلاگشان و يا سايتشان قرار داده اند خواهش مكنيم لينك وبلاگ ما را به لينك جديد تغيير بدهند و ما نيز لينكشان را بزودي در وبلاگ جديدمان قرار خواهيم داد.

پس قرارمان در www.yegit.wordpress.com
لینک نوشته
       
سلام دوستان با اوضاع عجيب و بو دار هك شدن پرشين بلاگ و ساير سرويس دهنده هاي فارسي ظرف هفته گذشته توسط هكرهاي عراقي (اين عراقي ها چقدر معروف و مهم  شدن اين چند وقت ...) دوباره ثاب كرد كه اجناس ايراني عمري كوتاهي نسب به مشابه خارجي خود دارند همين طوري كه لاچين گفت دنبال يك جاي مناسب براي نقل مكان مي گرديم 
........
در مورد هك شدن پرشين بلاگ توسط عرب ها و توهين هاو تحريفي كه در صفحه اول سايت نسبت به ايراني ها و خليج فارس نوشته شده بود اينو ياد ما انداخت كه اين تفكر تحقير آميزي كه هميشه ايرانيان نسبت به اعراب دارند و به محابا هر جا كه فرصتي پيش مي آيد به عرب ها بي دليل توهين مي كنند توسط اعراب بي جواب نمي ماند و اين كينه و دشمني نزد عرب ها هم نسبت به ايراني ها وجود داره...
 واقها چرا اينطور شده؟خيلي ها ريشه اين كينه رو به تاريخ حواله ميدهند و به نظر من كه زياد معقول نمياد به هر حال ما در قرن بيستم هستيم  ...
 به نظر مياد در اين مورد جاي بحث زياده باشه تو وبلاگ جديد....
 
فعلا

لینک نوشته
   هك پرشين بلاگ ...   
خوب بالاخره به خيرو خوشي پرشين بلاگ سير قهرايي خودشو داره ادامه مي ده اونم با چه سرعتي(لااقل تو همون سالهاي اولت مي موندي يا درجا مي زدي نه كه عقب گرد)
بعد از هك شدن(اينم خودش كلي داستان داره و مشكوك مي زنه ) به دامنه ir كوچ كرد . و مشكلاتي كه به دنبال خودش آورد
خلاصه اينكه ما بزودي مطالبمونو مي بريم رو بلاگر تا ديگر شاهد اين چنين مسائل نباشيم و از پشتيباني جناب گوگل بهرمند بشيم  و از مزاياي بيشمار جناب بلاگر عزيز (اينجا  و اينجا ) بهرمند شوم
لینک نوشته
   سياست و تركمن   
سايت هاي طبرستان و دانش اموختگاه تركمن در مود انتخابات و تزكمن ها نوشته بودند كه ما تاييد حرف هايشان منم كمي اضافه كنم
اينكه اگر نمايندگاني از بين تركمنها اتخاب شوند مي توانند بخاطر اشنايي اقوام با فرهنگ ها و سنن قوم خودشان  رسالت نمايندگي خودشان بيشتر  و بهتر به سر انجام برسانند
 اينكه متاسفانه مسئله قوم گرايي و شايد قوم ستيزي در بين دولتمردانمان به قدر كافي زياد هست كه به اقوام به عنوان يك تهديد نگاه كنن تا يك فرصت  كمتر مي توان شك كرد
و اين خود باعث شكاف در ميان دولت و اقوام شده و همچنين طايفه گرايي نيز در بين خود تركمنها وجود دارد كه اين نيز خود معضلي ديگر مي باشد
 در بعد كلان نيز با اين مشكل مواجه هستيم
 كلا ايران از زمانهاي دور به دنبال لوطي منشي بوده تا شايسته سالار و نخبه گرا
زماني به ستار خان و باقر خان به خاطر منش لوطي گري و زماني به روحانيت به خاطر دين گرايي  در حالي كه  غزب به نخبه ها و منتخبان نخبه گرايش پيدا كرده بود و اين گونه شكاف ما با ساير ملل زياد شده
واقعا چرا نبايد تركمنها براي خودشان نماينده داشته باشند؟ و اينكه چرا بر سر يك نخبه به توافق نمي رسند؟

لینک نوشته
   وضعيت اقوام در ايران   

قسمتي از تحقيقاتي پويان (وبلاگ راز)كه در مورد وضعيت اقوام در ايران انجام داده خواندش خالي از لطف نيست...

 چند تا از شاخصهای دم دستی توسعة انسانی و همینطور توسعة اقتصادی رو برای نمونه در استانهای کردنشین (به عنوان یکی از استانهای قومی نشین) بررسی کردم و نتایج خیلی تأسف برانگیزی گرفتم. اقلیت قومی بودن از یک طرف و بعد اقلیت مذهبی (سنی بودن) از طرف دیگه نسبت مستقیم داره با توسعه نیافتگی و عدم برخورداری و این خب، برای کشور خیلی خطرناکه. زمان شاه، با تئوری "قطب رشد" در برنامه های عمرانی خیلی تعجب نداره که چرا استانهای دورافتاده (و از جمله استانهای قومی نشین) توسعه پیدا نکردن، اما بعد از انقلاب که اهداف برنامه های عمرانی رو به صراحت "برخورداری مناطق محروم"، "تحقق عدالت اجتماعی"، "برنامه ریزی غیرمتمرکز"، "افزایش سهم استانها" و ... ذکر کردن خیلی مسخره است که همچین اتفاقاتی میفته

عجیب نیست که "امید به زندگی" به عنوان یه شاخص سادة توسعة انسانی تو استان تهران 5/70 ساله و تو کردستان 6/61 ?

عجیب نیست که شاخص "ارزش افزودة فعالیت صنعتی" به عنوان یه شاخص توسعة اقتصادی اینجوریه: استان ایلام 02/0 درصد، استان کرمانشاه 54/0 درصد، استان آذربایجان غربی 1/1 درصد و استان کردستان 28/0 درصد کل ارزش افزودة فعالیت صنعتی رو دارن. (همه با جمعیت اقلیت کرد) و اونوقت تهران به تنهایی 2/32 درصد و اصفهان 7/15 درصد؟!

با پذیرش اینکه نوسازی اقتصادی ایران از ابتدا و پیش از انقلاب اسلامی با نابرابری همراه بوده؛ اما از آنجا که هدف برنامه های پس از انقلاب، "برابری" و "توزیع عادلانه" و "تمرکززدایی" ذکر شده است، وضع کنونی استانهای قومی نشین ایران – که اکثراً در نزدیکی مرزهای کشور واقعند و از مرکز دورترند – اصلاً مطلوب و مناسب و قابل مقایسه با استانهای برخوردار و مرکزی نیست. ضمن اینکه در میان مناطق محروم، وضعیت استانهای غالباً سنی نشین (مانند سیستان و بلوچستان یا کردستان) از دیگر استانها وخیمتر است. این وضعیت – گرچه ریشه در تاریخچة نوسازی نابرابر در ایران دارد – اما با اهداف و برنامه های عدالتخواهانة دولتهای پس از انقلاب همساز و در یک راستا نیست

ضمن اینکه از نظر سیاسی، بعضی از رهبران اقوام در آن سوی مرزها نگاهی ابزارگرایانه به مقولة قومیت دارند. پس رسیدگی بیشتر به این مناطق گذشته از وظیفة ملی و انسانی دولت، وظیفة سیاسی و امنیتی نیز هست. اهمیت این موضوع وقتی بیشتر میشود که بدانیم مجامع بین المللی این روزها حق انتخاب سیاسی بیشتری برای اقوام قایل هستند و خصوصاً پس از مسألة بالکان و صربستان توجه مجامع بین المللی به اقوام بیشتر از پیش شده است. تا جاییکه حتی قدرتهای جهانی با پشتوانة سازمانهای بین المللی - خود - در بحرانهای قومی دخالت میکنند. مدار 36 درجة پرواز ممنوع در شمال عراق پس از جنگ با کویت، بمباران صربستان و دخالت ناتو در مسألة کوزوو شواهد این گفتارند. بنابراین با در نظر گرفتن تمام این جهات و نیز در نظر داشتن وضعیت ویژة اقوام حاضر در ایران – یعنی "عدم انطباق مرزهای فرهنگی، زیانی و اجتماعی با مرزهای سیاسی" – نیاز به توجه بیشتر به مقولة قومیت در ایران احساس میشود.

بکارگرفتن روشهای سیاسی مؤثر (و از همه مهمتر پرهیز از بکارگیری معیارهای اختلاف برانگیز مذهبی در تفویض منابع قدرت)، روشهای اقتصادی مفید (مانند کاهش نابرابریها و توسعة ارتباطات) و روشهای فرهنگی و اجتماعی کارگشا (مانند محترم شمردن عقاید و عدم اهانت نسبت به اعتقادات دینی، تأکید بر حقوق شهروندی و توجه به خرده فرهنگها و لحاظ کردن تفاوتهای زبانی و ...) راه حلهایی هستند برای ایجاد تعادل بین هویت قومی و هویت ملی.

 

 

 

لینک نوشته
   تعاریف قوم   

سازمانهای بین المللی ،   اسامی و تعاریف گوناگونی برای « اقلیت های ملی » ابداع کرده اند که مفهوم همه آنها کم و بیش چنین است : گروههای بزرگ انسانی که از لحاظ عددی در مجموع جمعیت یک کشور در اقلیت قرار دارند و حامل مشخصات بارز فرهنگی ( اغلب ، زبان و دین ) بوده و یا دارای پیشینه فرهنگی جداگانه و هویت جمعی معینی می باشند ولی اکثرا نقش مسلط در حاکمیت ندارند

همچنین اقلیت یک مفهوم فلسفی است و به تمام نیروهائی اطلاق می شود که توسط قدرت مسلط در حاشیه قرار داده شده اند هرچند که جمعیت شان اکثریت باشند .

درایران اقلیت های ملی در قانون اساسی « اقوام » نامیده شده اند
قوم گروهی است با بافت فرهنگی مشترک و احساس هویت مشترک به عنوان یک گروه فرعی در یک جامعه بزرگتر
 گروه قومی یک مقوله اساسی بشری است (و نه یک گروه فرعی) که از وحدت نژادی و فرهنگی برخور دار است تنها عاملی که به یک قوم ماهیت ملت میدهد خود آگاهی است

قبیله گروهی است از مردم که شیوه زندگی اشتراکی و اکتسابی آنها یک فرهنگ کلی می سازد تا یک فرهنگ فرعی.  


لینک نوشته
   اون روي سعدي   
اشعار سعدي رو بيشتر بشناسيم
«هزلیات سعدی» از نخستین طبع‌‌های آثار او در ابتدای قرن شمسی حاضر تا کنون هم‌واره در محاق حذف و سانسور بوده است. زنده‌نام «محمدعلی فروغی» به هنگام چاپ «کلیات سعدی» با تصحیح خودش ـ در حدود سال‌های دهه‌ی بیست شمسی ـ ، این اشعار را به بهانه‌ی خلاف اخلاق بودن کنار گذاشت و همه‌ی نسخه‌هایی که از آن تاریخ به بعد منتشر شده‌اند و قریب به اتفاق‌شان بر اساس نسخه‌ی فروغی‌ست، از این قاعده تبعیت کرده‌اند؛ گویی همه‌چیز دست به دست هم داده‌ تا این اخگرهای مهم ِ شوخ‌طبعی و طنازی ِ شیخ اجل، هر چه بیش‌تر به دست فراموشی سپرده شوند،
لينك دانلود به صورت word
جالب بود منم مي زارمش
به نقل از كتابلاگ
لینک نوشته
   کتابهای شعر ترکمن   
اینم از چند تا کتاب شعر فارسی


کتاب اویلانما بایری (تاملی بر دشت و صحرا)از اشعار کریم قربان نفس


کتاب ساوچی اثر شاعر معاصر ترکمن صحرا ستار سوقی


این کتاب محبوب من اثر یورگ پایاماسی (منظومه دل) اینم اثر کریم قربان نفس

قطعا کتابهای بیشتری می تونست در این لیست قرار بگیره که من یا ندارم و یا اینکه دم دست نبود که عکسشو بگیرم
دیوان کامل مختومقلی فراغی - ....
××××××××××××××××
پی نوشت : یه کتاب آموزش زبان ترکمنی هم بود
- چندتا از این کتابارو از دستفروشی در جلوی بانک ملی آق قلا دیدم عکسشو می زارم اینجا

لینک نوشته
       

استقلال قهرمان امشب اینجا بمان!*

................................................

* لاچین جان ما که پیدات نکردیم ! تسلیت میگم غم آخر تون باشه!

لینک نوشته

   ننویسیم ، بنویسیم   
ننویسیم : باریام ، گلیام، یازیام ....
بنویسیم: باریان(باریارین)- گلیان(گلیارین)، یازیان(یازیارین)...

حتما شما هم این نوع گویش ترکمنها خوصوصا در بین جوانان را شنیده اید و یا شاید خودتان هم اینگونه افعال را تلفظ می کنید
من فکر می کنم ان بیشتر بر می گرده به اختلاط زبان فارسی و ترکمنی چونگه در زبان فارسی افعال اول شخص در انتها حرف میم می گیرند فکر کنند در ترکمنی هم اینگونه ی در صورتی که افعال اول شخص ترکمنی در انتها حرف نون به خود می گیرند

**************
این نوع گویش اغلب در  بین مردمان گنبد و بندر ترکمن شنیده می شه و مخصوصا در بین جوانان
ترکمن دیلیمیزی بک ساقلایلینگ

لینک نوشته
   بانوی زیبای ترکمن   
این عکسم امروز دیدم به نوعی در تایید پست پایین
/download/824311-9a6">

از این سایت برداشت شد
لینک نوشته
   فرهنگ ترکمن و سیاست فرهنکی کشور   
در دیر نوشتنم نمی توانم غذر داشته باشم  کوتاهی بوده و دیگر هیچ
به امید تکرار نشدن
در فکر اینیم که این وبلاگ را به سایت تبدیل کنیم و وبلاگ نویسی را با وردپرس ادامه دهیم تا بتوانیم موضوعاتمان را شاخه بندی کنیم  و کلی امکانات دیگر نیز زبه آن بیافزایم
***********
یکی از سیاست های هر حکومتی حفاظت و غنا بخشیدن به خرده فرهنگهای موجود هر هر کشور و جلوگیری از غارت ، نابودی و تهاجم فرهنگی بیگانگان هستش
براستی برای غنا بخشیدن به فرهنگ ترکمن و دادن اصالت و معرفی به فرهنگ ترکمن دولت و متولیان فرهنگی ما چه کردند؟

چند وقت پیش با یه دوست اسپانیولی گفتگو می کردم می گفت در کشور ما در مناطقی که دارای فرهنگ و زبان و پوشش بومی می باشند تمامی ادارت و عوامل دولتی موظفند به زبان بومی منطقه حرف بزنند و در مدارس آن نیز تدریش و پوشش به زبان بومی منطقه صورت می گیرد و اینگونه فرهنگ ها را از نابودی و تهاجم می توان مصون نگه داشت
کاش در مورد فرهنگ غنی ترکمن نیز اینچنین بود !
در مورد زیبایی شناختی پوشش ترکمن وگسترش و بومی سازی آن چه کردیم و متولیان ما چه می کنند ؟
آیا در موزرد فرهنگ و سنتهای مردمان  ترکمن اندیشیده اند؟
کاش قدر فرهنگ خودمان را می توانستیم بفهمیم و در جهت فهماندن آن کوشا بودیم !
تغییر پوشش ترکمن می توان زنگ خطری باشد ولی کو گوش شنوا
کو آن زبان غنی مان؟ واقعا داره به سوی نابودی کشیده می شه
************
پی نوشت:
اگر زبان ترکمنی را می توانستم بفهمیم و بخوانیم ما هم می توانستیم وبلاگمان را به زبان ترکمنی بنویسیم

لینک نوشته
   سينماي تركمن‌پرداز   

مطلب جالبی رو تو وبلاگ گردی هام پیدا کردم حیفم آمد شما نخوانین ...

سال ۱۳۵۴ را بخاطر بسپاريد! اين سال بهترين سال براي سينماي تركمن‌پرداز بود. نويسنده چيره‌دست و معروف معاصر نادر ابراهيمي در اين سال با ساختن سريال پرطرفدار "آتش بدون دود" (كه كتابش را هم در چندين جلد منتشر كرده) غوغايي به پا كرد. آقاي ابراهيمي قبل از اين سريال در سال ۱۳۵۳ فيلم سينمايي صداي صحرا را ساخته بود كه منوچهر احمدي نقش اول فيلم را بر عهده داشت. اين فيلم مقدمه‌اي شد تا احمدي در همين نقش و در همين حيطه جغرافيايي (يعني منطقه تركمن‌صحرا) در سريال تلويزيوني "آتش بدون دود" ايفاي نقش كند.‏

او در اين سريال و فيلم نقش "گلن‌اوجا" را داشت. شخصيت گلن‌اوجا در اين سريال آشناترين و مشهورترين نقش احمدي بود و به جرأت مي‌توان گفت كه احمدي عمده شهرت سينمايي خود را مديون همين نقش است. همچنين گلن‌اوجا جزو سرشناس‌ترين شخصيت تلويزيوني دهه ۱۳۵۰ شناخته شده است. سريال آتش بدون دود در ۳۶ قسمت يك ساعته (در كل ۳۶ ساعت) ساخته شد. نويسندگي و كارگرداني اين مجموعه بر عهده نادر ابراهيمي بود. آهنگسازان سريال آقايان بهروز دولت‌آبادي، بهمن رياحي و نادر ابراهيمي بودند و از جمله بازيگران اصلي اين فيلم مي‌توان به منوچهر احمدي، منوچهر فريد، محمدعلي كشاورز و مريم زندي اشاره كرد.‏

اين سريال در سه بخش ساخته شد: بخش اول "گالان و سولماز" نام دارد كه داستان اختلاف‌ها و رقابتهاي دو قبيله تركمن است. بخش دوم "درخت مقدس" مي‌باشد كه در آن نسل جديد دو قبيله تركمن به اختلاف و درگيري‌هاي گذشته ادامه مي‌دهند و بخش سوم با نام "اتحاد بزرگ" تصويرگر آشتي دو قبيله و ازدواج افراد دو قبيله با يكديگر است. كليه تصويربرداري اين سريال در منطقه تركمن‌صحرا از جمله توابع گنبدكاووس صورت گرفته و از بازيگران بومي تركمن نيز استفاده شده. بدين ترتيب بزرگترين موفقيت تركمن‌پردازي به جاي سينما در تلويزيون رخ مي‌دهد هر چند فيلم "صداي صحرا" به نوعي پيش‌مقدمه همين سريال بود اما موفقيتش كمرنگ بود.‏

در هر حال به جرئت می توان گفت که ابراهیمی در شناساندن فرهنگ و زندگی مردمان ترکمن نقش زیادی ایفا کرده. آن هم در شرایطی که به دلایل مختلف به این قوم کشورمان قبل و بعد انقلاب کمتر پرداخته شده است.از بهترین نمونه های قبل انقلاب می توان از فیلم "اون شب که بارون اومد" ساخته کامران شیردل نام برد.در سال ۱۳۴۷ كامران شيردل فيلم،" اون شب كه بارون اومد"، را روي پرده‌ها برد كه ابتدا حماسه روستازاده گرگاني نام داشت. بازيگران اين فيلم افراد واقعي هستند و وقايع فيلم بر اساس شجاعت اسماعيل نودهي و ماجراي او ساخته شده و قالبي نيمه مستند دارد ،اسماعيل در يك شب باراني با آتش زدن كت خود، راننده قطاري را از خرابي ريل‌هاي قطار آگاه مي‌كند و بدين‌وسيله جان صدها مسافر را نجات مي‌دهد. شبيه همان كاري كه ريزعلي خواجوي انجام داده بود. از نقاط قوت اين فيلم استفاده از موسيقي محلي تركمني به عنوان آهنگ فيلم مي‌باشد كه اين كار با مهارت خاصي انجام شده. اين فيلم از لحاظ هنري موفق بوده و نظر مساعد منتقدان سينمايي را جلب كرده و جزء يكي از فيلم‌هاي موج نوي سينماي ايران برشمرده مي‌شود.‏

از فیلمهای شاخص ترکمنی سینمای پس از انقلاب می توان به "شیلات"و "سمندر"اشاره کرد.در سال ۱۳۶۳ آخرين فيلم مرحوم "رضا ميرلوحي" با نام "شيلات" به نمايش درآمد، نام فيلم در آغاز كار "خوجه ممد" بود كه با داستان فيلم هماهنگ بود ولي با اين حال نام آن را به "شيلات" تغيير دادند. در اين فيلم داوود رشيدي به نقش يك تركمن مبارز و كارگر شيلات به نام خوجه ممد بازي مي‌كند. خوجه‌ممد فرزندش را در راه مبارزه با ظلم از دست داده و پس از سالها خاموشي به تحريک نوه‌اش كه عليه فساد و دزدي در شيلات قيام كرده، بپا مي‌خيزد.این فیلم از فیلمهای تاریخ مصرف دار دهه ۶۰ محسوب می شود.در سال ۱۳۶۴ محمود كوشان (فيلمساز تجارتي قبل از انقلاب) فیلم"سمندر" را ساخت كه در آغاز چابكسوار نام داشت. نويسنده فيلمنامه جواد بازياران و برخي از بازيگران اين فيلم عبارتند از: فرامرز قريبيان، جمشيد آريا، ولي شيراندامي، ثريا حكمت، عطاا... زاهد و... داستان فيلم درباره مسابقات سواركاري در تركمن‌صحراست. هر خان براي خودش يك اسب و سواركار شاخصي دارد كه با سواركار خان ديگر در مبارزه است. يكي از سواركاران بر اثر حادثه‌اي فلج مي‌شود و فرزند كوچكش مي‌خواهد به جاي پدر در اين مسابقات شركت كند پسرش سختي‌ها و دشواريهاي فراواني را متحمل مي‌شود تا با اول شدن در مسابقات بتواند لبخند را بر لبان پدرش كه از كار افتاده است، بنشاند و... .کسانی که این فیلمها را دیده اند،متوجه ارزش کار نادر ابراهیمی می شوند.

وبلاگ عشق من سینما

سایت آقای نادر ابراهیمی

مجموعه عکس های سریال آتش بدون دود

مجموعه عکس های فیلم صدای صحرا

 

 

لینک نوشته
   سالی برفت و دیگرسال بیامد   
همه جا حرف از آخرین ها است آخرین پست آخرین بازی آخرین برنامه آخرین...
تنها دل خوشی آخر سال برای من شنیدن رفع توقیف روزنامه شرق بود
سال نو را به تمام دوستان تبریک میگم سال خوبی داشته باشین

پ - ن :
راستی ترکمنهای  ترکمنستان برای نوروز جشنهای نوروزی دارن اما نمی دونم چرا ترکمنهای ایران همچین چیزی ندارن!


لینک نوشته
   علیه 300   
جریان انیمیشن 300 رو که شنیدین اگرک نشنیدین می تونین از اینجا اطلاعات خوبی بگیرید و به جمع معترضین بپیوندین با یه اینک به صورت زیر
300themovie

لینک نوشته
   نقدی بر پستی   

این نوشته دوست خوبمان طبرستان بهانه ای شد برای این مطلب  داشتم مطالب پایینو به عنوان کامنت می گذاشتم که دیدم زیاد می شه واسه همین به عنوان نقدی بر نوشته اینجا آوردم:

ما هنوز نمی تونيم فرهنگ تعامل و گوش کردن به حرف ديگرانو و مذاکره و مناظره رو بپذیریم و هر که با ما هم عقیده نیست  رو دشمن فرض کرده و مسقيم به جنگ فيزيکی می ريم
و تا وقتی که نيروهای غيبی با پشتيبانی غيبی هستند همين بوده و هست
می توان از هر کسی و با هر گرايشی دعوت به سخنرانی کنيم اما تکليف ما چيست؟ بی شک بر هم زدن و اغتشاش نخواهد بود...
تا کی باید فدای سیاسی کاری مدیران شد؟ جناح تو که شکست می خورد باید تا زمان پیروزی مخالفت کرد؟ یا که باید شکست را پذیرا بود  و به کمک جناح پیروز پرداخت و حال که کمک نمی کنیم می تونیم انتقاد کنید، البته سازنده نه باغرض ورزی و نا منصفانه و امداد های غیبی
مگر نمی بینیم همین استقلال فدای سیاست زدگی و جناح بازی مدیران شد،‌و یا در برخورد با جریان سوالات آزمون ضمن خدمت فرهنگیان با برخورد با یک نشریه دانشجویی چه بلوایی و چه تناقضهایی می بینیم

ما واقعا سیاست زده شده ایم و همه امور را با سیاست قاطی کرده ایم  در مورد این مطلب می توان سالها نوشت اما کو گوش شنوا...

Lachin

لینک نوشته
   اسکار 2007   
بالاخره برندگان اسکار مشخص شدند به لسیت زیر
بهترین کارگردان بالاخره به مارتین اسکورسیزی رسید  برای فیلم The Departed


بهترین فیلم:  The Departed از بین فیلمهای  بابل - نامه های از ایوجیما - ملکه و Little miss Sunshine



بهترین بازیگر نقش اول: فارست ویتاکر


بهترین بازیگر مکمل مرد: الن ارکین


بهترین بازیگر زن:هلن میرن


بهترین بازیگر مکمل زن: جنیفر هادسون


بهترین فیلم نامه :Little Miss Sunshine
بهترین فیلم خارجی:Leben der Anderen



لینک نوشته
   سنت یا مدرنیسم؟   
تو یه روزنامه ای مصاحبه ای خوندم در مورد سنت و مدرنیسم این جمله واسم جالب بود
یکی از دلایل پیشرفت ژاپن نداشتن سنت بوده
با خودم فکر می کنم که سنت های قدیمی و دینی ما چقدر در عقب ماندگی ما ایرانیها تاثیر داشته
کشوری که از نظر پشتوانه تاریخی و فرهنگی سرآمد بوده فکر می کنم سنت های دست و پاگیرش یکی از دلایل واپسگرایی این کشور بوده
**********
در ارتباط با این مطلب می تونین اینجا  و  اینجا و این ویدئو را هم از دست ندین

Lachin
 
لینک نوشته
   گچ نوشته هایی بر دیوار   

با گچ نوشته شده بر دیوار:

آنان جنگ طلبند!

و نویسنده اکنون

خود در میدان جنگ از پا در آمده !

                                                        برتولت برشت

لینک نوشته